زیر سیگاری پر از "فیلتر های" سیگار ... یک استکان "چای نصفه".. یک "جیگر سوخته".. یک "خستگی تکراری".. یک تخت خواب "خالی" از "خواب".. این سهم منه از این زندگی "اجباری" ...
قدیما قـلبها و قـبرها فقط جای یـه نفـر بود قـبـرهـا کـه 3 طـبـقه شد .... از قـلـبـهـا تـوقـعی نـیست ...
تنــــهایی یعنی عاشقشی ولی حق نـــــــــداری بهش نزدیک بشی چون اون دیگه تنها نیــــــــست…
تنهایی یعنی : نه خودش هست که از تنهایی درت بیاره ، نه فکرش اجازه میده تنهاییت رو با کسی دیگه ای پر کنی…
نظرات شما عزیزان:
|