سخت است یکرنگ ماندن در دنیایى که مردمش براى پررنگ شدن حاضرند هزار رنگ باشند
شده.... شده بخوای بخوابی تاپ تاپ قلبت نذاره...!؟ فکر کنی خدایا اونم خوابیده یا که بیداره...!؟ شده بیخوابی بگیری صد هزار نقشه بچینی...!؟ دنبال بهونه باشی که اونو فردا ببینی ...!؟ شده شب که سر میذاری آرزو کنی بمیری...!؟ دم دمای صبح که میشه نفریناتو پس بگیری...!؟ شده با خاطرش جلو آیینه بشینی...!؟ گر بگیره تن و لبهات جای دستاشو ببینی...!؟ شده
بمون.... دلم نمیاد که بگم بخاطر دلم بمون اما بدون با رفتنت از تن خستم میره جون بمون برای کوچه ای که بی تو لبریزه غمه ابری تر از آسمونش ابرای چشمای منه بمون واسه خونه ای که محتاج عطر تن توست بمون واسه پنجره ای که عاشق دیدن توست بمون
وقتی شیری طعمه اش را با آمدن ِ لاشخـــورهــا رهــا میکند ، نشان تــرس نیست... بلکه باورش این است ، که طعمه اش دیگر ، ارزش ِ خـــوردن نـدارد
فکر می کردم در قلب تو محکومم به حبس ابد ! . به یکباره جا خوردم ...... . وقتی... . زندانبان برسرم فریاد زد: . هی.. . تو ... . آزادی! . و صدای گامهای غریبه ای که به سلول من می آمد
از انسانها غمي به دل نگير، زيرا خود نيز غمگينند. با آن که تنهايند ولي از خود مي گريزند، زيرا به خود و عشق خود و حقيقت خود شک دارند. پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند
روز و شب در حسرت آن بي نشان سر ميشود هرچه مي جويم نشانش بي نشان تر ميشود
تو مرا می فهمی من تو را می خواهم وهمین ساده ترین قصه یک انسان است تو مرا می خوانی من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم و تو هم می دانی تا ابد در دل من می مانی
آن زمانی که نگاه ها با هم بیگانه اند در دنیایی که نا مردی ها بی شمار و دلسوزی ها اندک اند به روزگاری که بازارش خریدار وفا نیست مژده ات می دهم که تا آخرین نفس وفادارم و عاشقت می مانم
هـمه در دنیـا کـسی را دارنــد،بــرای خودشــان..! "خــُسـرو" و "شیـــرین" "لیـلی" و "مـَجنــون" "رامیـن" و "ویـس" "پیــرمــَرد" و "پیرزَن" "تــو" و "اون" ... "مــَن" و "تــَنهـآیی"
نظرات شما عزیزان:
|