شکست عهد من وگفت هر چه بود گذشت به گریه گفتمش آری وچه زود گذشت بهار بود و تو بودی وعشق بود و امید، بهار رفت و تو رفتی و هر چه بود گذشت
تو را نه عاشقانه
و نه عاقلانه و نه حتی عاجزانه
که تو را عادلانه در آغوش می کشم
عدل مگر نه آن است که هر چیزی سر جای خودش باشد؟
اگهی فوری:
.
.
به یک آغوش گرم برای فراموش کردن سرمای زندگی نیازمندیم
تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم
چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم
بدون تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد
دعا كن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم
من می بافم.... تو می بافی.... من برای تو کلاه تا سرت را گرم کنم.... تو برای من دروغ تا دلم را گرم کنی
مردی که خیلی عاشق بود پشت شیشه آسمانخراش نشسته و سیگار می کشید . مرد آنقدر عاشق بود که وقتی آخرین پک را به سیگار زد یادش رفت که باید ته سیگارش را پایین بیاندازد ، نه خودش را
تنها برنامه ای که تکرارش آرزوی منه ، پخش زنده ی نگاه زیبای توست
ندیدم بهاری / محبت ز یاری / دلم غرق خون شد / عجب روزگاری
کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه ی فردا نبود کاش بودی تا برای قلب من زندگی این گونه بی معنا نبود کاش بودی تا لبان سرد من بی خبر از موج و از دریا نبود
نظرات شما عزیزان:
khakestari 
ساعت12:38---12 آبان 1390
ايول ايول
نيما جونو ايول
mahshid 
ساعت10:28---9 آبان 1390
|